مردم به دنبال رفع نیاز خود هستند و برای آن هزینه میکنند. مثلا داشتن شغل و کسب درآمد مناسب یکی از نیازهای اساسی مردم است.
اما همانطور که میدانیم یک نیاز میتوانند به شکلهای مختلفی رفع شود. مثلا داشتن شغل میتواند از طریق کارمندی، خود اشتغالی یا کارآفرینی تامین گردد.
بنابر این مردم محصولی(کالا، خدمات، روش، اطلاعات، ایده و ….) را که نیازشان را به شکل مورد انتظار آنها رفع کنند، میخواهند.
اما خواسته به تنهایی برای خریدن یک محصول کافی نیست.
ما بسیاری از چیزهایی که میخواهیم را نمیخریم!
چون توان یا تمایل نداریم.
توان به سطح درآمد و اختیارات مشتری بر میگردد. به همین دلیل باید مشتریان خود را خوب بشناسیم و بر مبنای درآمد و اختیارات آنها قیمت و شرایط فروش را تعیین کنیم.
تمایل به تحلیل هزینه به فایده از دید مشتری بر میگردد.
به طور خلاصه تحلیل هزینه به فایده یعنی آیا خریدن این محصول میارزد یا خیر.
به عنوان مثلا بسیاری از مردم تهران خواهان سفر با مترو هستند. چون نیاز آنها که رسیدن به مقصد به شکلی امن است را رفع میکند.
توان مالی و اختیار استفاده از مترو را نیز دارند ولی با این وجود در بسیاری موارد تمایلی به استفاده از آن ندارند.
علتاش مقرون به صرفه نبودن مترو در این مواقع است. استفاده از مترو مقرون به صرفه نیست چون:
o بیش از اندازه شلوغ است و افراد باید خیلی فشرده به هم بایستند.
o در بسیاری از موارد ایستگاه مبدا و مقصد در نزدیکی آنها قرار ندارد. بنابراین فرد باید زمان و پول هزینه کند تا به نزدیکترین ایستگاه مبدا و از ایستگاه مقصد به محل مورد نظر خود برسد.
o خطوط کافی وجود ندارد بنابر این فرد باید مسیری اضافه را طی کند تا به محل تلاقی دو خط رسیده و سپس خط خود را عوض کند.
همه این موارد باعث میشود که سوار شدن مترو برای خیلی از افرادی که خواهان استفاده از آن هستند، توجیه نداشته و تمایل به محصول جایگزین مثلا استفاده از تاکسی یا ماشین شخصی داشته باشد. هر چند که هزینههایی بالاتری را برای آنها از نظر مالی در بر داشته باشد.
بنابراین آن چه که فروش میرود محصولی است که تقاضا برای آن وجود داشته باشد.تقاضا یعنی خواستهای که با توان و تمایل همراه است.
کارآفرین اینترنتی موفق کسی است که تقاضای درست را تشخیص میدهد و بر مبنای آن محصول خود را ارائه میکند. در واقع کارآفرین اینترنتی دو هنر بزرگ دارد:
منبع:farsibiz.com