پاسخ ساده و فقط سه کلمه است. فقدان تخصص و ارتباط.
وقتی سایتهای موفق را بررسی میکنیم دو عنصر تخصص و ارتباط در آنها بارز است و بر عکس.
دوستانی که برای مشاوره مراجعه میکنند و از سودآور نبودن فروشگاه یا سایت خود شکایت دارند، اغلب ضعف کسب و کارشان در دو چیز است؛ درست حدس زدید تخصص و ارتباط!
ارتباط یک کانال بین ما و مخاطب است و تخصص پیام آن.
اغلب روشهایی مانند فعالیت در فروم، شبکههای اجتماعی، ارائه هدیه رایگان و ایمیل مارکتینگ که برای افزایش فروش در سایتهای آموزش بازاریابی ارائه میشود، برای ایجاد و گسترش ارتباط است.
ولی برای بقا و مفید شدن این ارتباط باید تخصص داشته باشیم.
به همین دلیل وب سایتهایی را میبینیم که علی رغم داشتن بازدید کننده زیاد ولی سود خوبی نمیتوانند کسب کنند. کانال ارتباطی آنها به خاطر نبودن پیام، مفید نیست و حفظ چنین رابطهای هزینهبر است.
درست مثال این است که یک کانال رادیویی را همه جا تبلیغ کنیم اما هیچ چیزی پخش نکنیم یا از آن بدتر برنامههای تکراری و تاریخ مصرف گذشته دیگران را دوباره پخش کنیم!
وب سایت به عنوان ماشین پول سازی، کانال ارتباطی ۲۴ ساعته و بدون تعطیلی است که با هزینهای کم قابل توسعه در کل دنیا است.
علاوه بر آن، کمک میکند تا تخصصمان به طور خودکار در اختیار مخاطب قرار گیرد.
ولی فراموش نکنیم؛ ماشین پول سازی را کارآفرین میسازد و نگهداری میکند.
تخصص متعلق به کارآفرین اینترنتی است نه وب سایت. اوست که ارزش را با تخصص خود تامین میکند. و سایت ارزش ایجاد شده را با هزینه ای کم و سرعتی زیاد به مخاطب میرساند.
ارزش واقعی، وفاداری و اعتماد میآورد. اعتمادی که از درک و برآورده کردن انتظارات مشتری به طور پیوسته حاصل میشود.
پس باید متخصص بود و با گسترش ارتباطات، تخصص خود را در اختیار افراد بیشتری بگذاریم.
هیچکدام بدون دیگری بهره ور نیستند.
اگر بهترین تخصصها را داشته باشیم ولی کسی از وجود آن آگاه نباشد باز هم درآمدی حاصل نخواهد شد. هر چه به افراد بیشتری بتوانیم خدمت کنیم طبعیتا سود بیشتری در انتظارمان خواهد بود.
چنانچه این دیدگاه درک شود، افقهای بسیاری برای کسب درآمد از اینترنت به رویمان باز میگردد.
آنچه که پول واقعی را میسازد، ارزش آفرینی برای مشتری است نه گرفتن تبلیغات، فروش سیدی و امثال آن در سایت.
اینها صرفا ابزارهایی برای انتقال ارزش و تبدیل اعتمادی که کارآفرین ایجاد کرده به پول هستند.
ابزارهای تبدیل محدود نیستند. میتوان مستقیما از حق المشاوره، بازاریابی برای محصولات شرکتهای سنتی و ده ها راه دیگر اعتماد را به پول بدل کرد.
فرض کنید، متخصص هستیم (اگر نیستیم باید بشویم!) و در حوزه دکوراسیون به افراد کمک میکنیم تا بتوانند محیط خود را آراسته کنند، به آنها آموزش میدهیم، ترفتندها، منابع، اخبار و … را میگویم.
به مرور اثبات میشود که تخصصمان برای آنها ارزشمند است. پس به ما اعتماد میکنند.
حالا میتوانیم مبل یا تابلو به آنها بفروشیم. یا حق المشاوره برای خدمات تخصصی بگیریم.
اگر اعتماد نباشد، فروش و درآمدی هم در کار نیست. قطعا کارآفرین اینترنتی قدر این اعتماد بوجود آمده را میداند و در ازای سود کوتاه مدت و گذرا، سود بلند مدت و پایدار خود را با عرضه محصولات بی کیفیت یا وعده های کاذب فدا نمیکند.