از خیلی وقت پیش احساساتی درونم را به چالش وا داشته است. وضعیت موجود را رضایتبخش نمیبینم و مدام این فکر مرا به این امر وا میدارد که تغییراتی در کارم ایجاد کنم. احساس میکنم نیرویی در وجودم است که میتوانم تحولاتی جدی در شغلم ایجاد کنم و در نتیجه خودم دست به کاری بزنم که دلخواهم است. فکر میکنم میتوانم کارآفرین شوم، اما نمیدانم به لحاظ علمی و تجربی شرایطش را دارم یا نه و اگر هم داشته باشم نمیدانم چه باید بکنم.
در کتابهای کارآفرینی، کارآفرین بودن به معنای در هم آمیختن ویژگیهای شخصی، ابزار مالی و منابع موجود در محیط کاراست. دانشمندان علوم از انسانی معتقدند بسیاری از ویژگیهای شخصی را میتوان پرورش داد و به کمک آن در کسبوکار به موفقیت دست یافت. کارآفرین بودن یعنی، توانا بودن در کشف و ارزیابی فرصتها، جمعآوری منابع لازم و عمل کردن به گونهای که از فرصت بهرهبرداری شود. کارآفرین هدایتکننده است و باید در اجرای اکثر فعالیتهای خود از صفت رهبری برخوردار باشد. او به طرزی حساب شده ریسک میکند و از دست زدن به کارهای بزرگ و کمخطر لذت میبرد ولی هیچگاه بیگدار به آب نمیزند.
اغلب کتابهای مربوط به کارآفرینی، 10مورد زیر را از ویژگیهای درونی یک کارآفرین تلقی میکنند: مرکز کنترل درونی، استقلالطلبی، نیاز به کامیابی، مخاطرهپذیری، آیندهنگری، خلاقیت و نوآوری، خوشبینی، تحمل ابهام، تحمل شکست و توانایی ساخت تیمهای کاری که در زیر به هریک از آنها پرداخته میشود:
1 - مرکز کنترل درونی: نگرانی مهمی که اکثر مردم هنگام تشکیل یک فعالیت کارآفرینانه نوپا با آن مواجه میشوند این است که آیا انگیزه و توان لازم را نه تنها برای شکل دادن اولیه سازمان جدید، بلکه برای اداره و رشد آن دارا هستند یا خیر؟ افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند که وقایع بیرونی که خارج از کنترل آنها است سرنوشت شان را تعیین میکند. به عبارت دیگر، کارآفرینان موفق به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، اقبال یا نیروهای مشابه نسبت نمیدهند. به عقیده آنها شکستها و پیشرفتها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکردهایشان موثر میدانند.
2 - استقلالطلبی: رییس خود بودن یکی از قویترین نیازهای فرد کارآفرین است. او میخواهد کارها را به شیوه خود و برای خود انجام دهد و کارکردن برای دیگران برای او سخت است. در واقع نیاز به استقلال، عاملی است که سبب میشود تا کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند. بیزاری آنها از نظام خشک دیوانسالاری با تعهد خالصانه در قبال ایجاد تغییر، به شخصیت استقلالطلب آنها که میخواهند همهچیز را به شیوه خود انجام دهند، اضافه میشود.
3 - نیاز به کامیابی: کارآفرینان با انگیزه و مهارت خود دست به رقابت میزنند و سعی میکنند از عهده کاری که بر روی آن وقت و انرژی خود را متمرکز کردهاند به درستی برآیند. تمایل به انجام کار در استانداردهای مالی جهت پیشی گرفتن از رقبا را دارند و حتی میکوشند که استانداردها را خود تعیین کنند. زیرا افرادی که استانداردها را در هر حرفهای تعیین میکنند همیشه بر بازار حاکم و مسلط هستند.
4 - مخاطرهپذیری: از ویژگیهای بارز کارآفرین خطر کردن و ریسکپذیری است. خطری که ممکن است مالی، روانی و حتی اجتماعی باشد. البته برخلاف مردم عادی، کارآفرین خطر قمارگونه نمیکند، بلکه با ارزیابی دقیق و حساب شده از میزان مخاطره تصمیم میگیرد و پس از آن برای دستیابی به نتیجه مطلوب از هیچ کاری فروگذار نمیکند. افراد کارآفرین با اختصاص انرژی و زمان زیاد همیشه از موضوع بزرگ بعدی حمایت و پشتیبانی میکنند، در صورتی که افراد دیگر از باقی ماندن در شهرت و افتخار خرسند میشوند. «هاینر» در سال 1990 نشان داد که کارآفرینان موفق کمتر از مدیران از مخاطره پرهیز میکنند، فرق آنها با مدیران در این است که مدیران خانهای میسازند و سعی در نگهداری آن خانه دارند و به همین دلیل تهدیدگرا و محافظهکارند و تلاش میکنند وضعیت موجود را حفظ کنند، اما کارآفرینان همواره در پی ساختن خانهای جدید هستند و به همین جهت فرصتگرا، انعطافپذیر و اهل ریسک هستند.
5 -آیندهنگری: کارآفرینان میدانند به کجا میخواهند بروند. آنها تصور و دیدگاهی از آینده سازمان خود دارند. البته بسیاری اوقات این تصور از ابتدا وجود ندارد و در طی زمان شکل میگیرد که شرکت چه است و چه میتواند باشد، گرچه کارآفرین ممکن است مجبور به برنامهریزیهای کوتاهمدت و مقطعی باشد، ولی داشتن چنین دیدگاهی میتواند این برنامه های کوتاهمدت را در یک جهت برای رسیدن به هدف هماهنگ سازد.
6 -خلاقیت و نوآوری: بدون شک نوآوری مهمترین ویژگی کارآفرین است. خلاقیت، توانایی گسترش ایدههای جدید و کشف راههای جدید با نگاه به مسائل و مشکلات و فرصتها است. خلاقیت اغلب قرار دادن چیزهای قدیمی در کنار یکدیگر برای راههای جدید و حذف زواید نظر و خلق چیزی سادهتر و بهتر است. نوآوری توانایی به کار بردن راهحلهای خلاق برای مسائل، مشکلات و فرصتها است. به تعبیری دیگر نوآوری، عملی ساختن محصول یا خدمت از ایدهای خلاق است. کارآفرینی نتیجه فرآیند سازمان یافته و منظمی است که خلاقیت و نوآوری را به نیازمندیها و فرصتها در بازار پیوند میدهد یا به عبارت دیگر با بهکارگیری استراتژی متمرکز برای یک ایده جدید، سعی میکند که یک محصول یا یک سری خدمات را خلق کند که هدفی جز رضایت مشتریان ندارد و درنهایت به سوددهی میرسد.
7. خوشبینی: کارآفرین اغلب با مشکلاتی روبهرو میشود و ممکن است که در ادامه کار خود دچار تردید و تزلزل شود، ولی در طول این دوره آنان با اعتمادی که به خود دارد در حل این مشکل تلاش میکند. این حس باعث میشود که دیگران نسبت به خلاقیت و نوآوری خوشبین باشند و حس اطمینان در گروه پدید آید.
8. تحمل ابهام: قدرت تحمل ابهام یعنی پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی. کارآفرینان بدون اینکه احساس تهدید یا ناراحتی کنند، قادرند به طور اثربخش با شرایط و اطلاعات مبهم، ناقص و غیرقطعی، سازمان نیافته و غیرشفاف روبهرو شوند و ضمن رفع ابهامات، آنها را به نفع خود تغییر دهند.
9. تحمل شکست: برای کارآفرین، شکست یک تجربه جدید است. اشتباه و تکرار آزمایش، انسان را به موفقیتهای بزرگ نزدیکتر میکند. فرد کارآفرین، با واقعبینی شکست را تحمل میکند، ناامید، دلسرد و افسرده نمیشود. اغلب کارآفرینان معتقدند که از شکستهای خود بیشتر از موفقیتهای خود درس آموختهاند.
10. توانایی ساخت تیمهای کاری: میل به استقلال، رغبت کارآفرین را نسبت به ایجاد ساختار کارگروهی مسدود نمیکند. بسیاری از کارآفرینان توانایی بالایی دارند. آنها میتوانند انگیزه تیم را به شدت قوی کرده تا به خوبی رشد کند و افراد تیم بتوانند افکار خود را توسعه دهند. روح یگانگی، ارزشها، باورهای مشترک و امیدی که کارآفرین در تیم ایجاد میکند، باعث میشود، تیم توانایی آن را پیدا کند که بتواند به تنهایی وارد چالشهای کاری شود.
برگرفته از کتاب «کارآفرینی» نوشته دکتر علی شاهحسینی یوسف بهمنآبادی